دلتنگیهای من ، ماوایی که دیگر نیست

دلتنگیهای من ، ماوایی که دیگر نیست

امروز تصمیم گرفتم به قلات برم تا به قول معروف هم اب و هوایی عوض کرده باشم هم برای تکمیل وبلاگم چند تایی عکس از مناظر و طبیعت قلات گرفته باشم ،چون میدونستم امسال از نظر بارش نزولات اسمانی سال با برکتی بوده و ابشارها و چشمه ها دارای اب فراوان میباشند ولی متآسفانه با صحنه هایی روبرو شدم که هرگز تصورش را نمی کردم،صحنه هایی را که فقط انسان از نوع ایرانیش و یا حتی انسان از نوع قلاتیش میتواند خلق کند.روزی که برای اولین بار به شاندیز و طرقبه مشهد رفتم باخودم تصور کردم که مگه قلات ما چی از اینجا کمتر داره،درخت،باغ، نه این که کمتر نداره بسا که طبیعتی که اینجاست عمرآ اونجا تو خواب ببینن،اونجا کوههای ما رو ندارن،ابشارای ما رو ندارن،جنگل ما روندارن،کلیسای تاریخی ما رو ندارن،روستای تاریخی ما رو ندارن ......،بله قلات ما رو ندارن ولی چرا انقدر اونجا درامد هست و قلاتیها بی خیالند،از هرکدومشونم میپرسی میگن ما شاندیز و طرقبه رو رفتیم ولی چرا دید اقتصادی اونجا رو ندارن.این مسئله گذشت تا اولین رستوران تو قلات دائر شد و من با خودم گفتم این میتونه شروع خوبی باشه تا امروز که وقتی صحنه های زشت این واقعه رو دیدم فهمیدم که ای کاش قلات ما میشد مثل 20 الی 25 سال پیش ،مثل زمانی که ده بالا رونق داشت.جلو مسجدش مغازه کاووس بود و ما میرفتیم اونجا فوتبال دستی بازی کردن بچه های بزرگتر رو میدیدیم همون زمان که دور باغها پرچین بود و دیواری زیباییهای اونا رو از ما نگرفته بود،روزایی که هنوز نغمه سیوک(نوعی پرنده خوش گوشت و بزرگتر از سار) ما بین درختای توت خفه نشده بود ،اون وقتا که روزای جمعه جاهای تفریحی جای سوزن انداختن نبود اون وقتا که مردم مجبور نبودن اب چشمه ها رو به سمت خونه های جدید هدایت کنن و..و..و

بله امروز وقتی تعدد رستوران ها و کافی شاپ ها رو دیدم نه که خوشحال نشدم بلکه خیلی دلم گرفت ،دلم از مردمی گرفت که خونه های زیبای ده رو خراب میکنن تا مغازه برپا کنن،دلم از مردمی گرفت که فکر نمیکنن اگه خونه های قشنگ قلات نباشه دیگه جذابیتی واسه مردم نمیمونه ،دلم از مردمی گرفت که قدمت خودشون،تمدن خودشون و اصالت خودشونو فراموش میکنن دلم از مسئولین روستا میگیره که دل خوش کردن به ورودی 1000 تومنی که از هر ماشین میگیرن از اونائی که فکر نمیکنن همین ماشینا ده رو خراب میکنن

و دلم از مسئولین شهری(شیراز) میسوزه که یکی از جاذبه های باستانی ،گردشگری شهرشون داره نابود میشه و ککشون هم نمیگزه،باشد شاید این دست نوشته تلنگری باشد بر بیغیرتی ماها

/ 0 نظر / 73 بازدید